تبليغاتX
مسافر ...
با شما می اندیشم

 

فتوای جهاد ... خدا کنه این رو خوب بفهمیم !

نوشته شده توسط ف در ساعت 9:57 | لینک  | 

 

چقدر در گوشمان خواندند که کشورشان را هیچ زلزله ای تهدید نمی کند . چقدر جلوی چشممان آوردند که تکنولوژی در نزد آنها بی نظیر است . ما بسیاری را بی هیچ تردیدی پذیرفتیم و باز هم خواهیم پذیرفت . ما عادت کرده ایم که آنچه دیگران دارند را بر آنچه داریم برتر بدانیم و بر سر خود زنیم و فریاد سر دهیم وا اسفاها !

اتفاقات ناخوشایند سرزمین آفتاب تابان نشان داد که در برابر مشیت الهی ، هیچ کس قادر به ادعا نیست .

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء .

 

 پ ن : یکی نیست به این آقای مکتب ایرانی بگه الان همه منطقه درگیر اعتراض و انقلاب بر ضد حکام خودکامه ست ، چشم همه هم به رفتارهای ما و جهت گیریهای ماست . تو یکهو ملک عبدالله اردنی رو دعوت می کنی ؟؟؟ این نشانه تدبیره !!!! هیهات .

 

نوشته شده توسط ف در ساعت 13:43 | لینک  | 

 

پازل داره تکمیل میشه . آقا جان نمی آیی ؟

نوشته شده توسط ف در ساعت 16:11 | لینک  | 

 

بیست و دوم بهمن ماه مبارک در رفت.

 

کاش مصر هم یک خمینی داشت !

 

نوشته شده توسط ف در ساعت 8:37 | لینک  | 

 

چشم به هم زدیم اربعین رسید. هنوز عاشورا را درک نکر ده ایم. یادم افتاد که هر روز عاشوراست. کاش اربعین هم عاشورایی باشیم.

کاش !

نوشته شده توسط ف در ساعت 17:14 | لینک  | 

 

یا ما نمی فهمیم یا شاید بعضی حسابی خود را به نفهمی زده اند. در هر دو حال وای برما!

نوشته شده توسط ف در ساعت 12:53 | لینک  | 

 

دیگه حوصله ام نمیگیره بنویسم. یک کسانی کنار گذاشته میشن که آدم شاخ در میاره . اون وقت طرف ....

چی بگم ؟

نوشته شده توسط ف در ساعت 9:55 | لینک  | 

 

آب را بستند ! ککمان نگزید. تیر دوشعبه زدند ! تکان نخوردیم. آزادگی را هم که پرپر کردیم.

 

وای بر ما که مختار هم نشدیم.

نوشته شده توسط ف در ساعت 16:6 | لینک  | 

 

 هر کی ناراحته به خودش ربط داره. من دلم غنج میره برای مدال طلا. هر چی بیشتر بهتر. حالا بین علی ابادی و سعید لو اختلافه به من چه؟ بروند خودشان را درست کنند.

اونم توی  این ایام فوق العاده :)

نوشته شده توسط ف در ساعت 14:30 | لینک  | 

 

خیلی بده نتونی هر روز وبت را آپ کنی. سرم شلوغه خوب . چی کار کنم .

نوشته شده توسط ف در ساعت 11:3 | لینک  | 

 

امروز روز ازدواجه علی (ع) و فاطمه زهرا (س) سادگی در ازدواج سالهاست که فراموش شده . حالا کار به جایی رسیده که برای مهریه های سبک اعلام جایزه می کنند.

 

نوشته شده توسط ف در ساعت 15:27 | لینک  | 

 

خیلیها از ما می پرسند که چه کسانی این ۱۳ آبان را به وجود اوردند و ما نامی نداریم به آنها بگوییم . به هزار دلیل !

چه کار باید کرد ؟

نوشته شده توسط ف در ساعت 11:51 | لینک  | 

 

نمی‌دانم کجا خوانده‌ام بر آب،
که هر چه بنويسی آب -
باران نخواهد باريد!
- مهم آسمانی‌ست که بالای گريه‌هات
رازدارِ تکلم تشنگی‌ست.


نمی‌دانم از کدام تشنه شنيده‌ام،
که همپياله‌ی آسمان از خوابِ آب خواهيم گذشت.
آيا اگر نترسيم
برای بروزِ آن حرفِ نانوشته
فرصتی باقی خواهد ماند!؟


(وِل کن پدربيامرز، برو شعار بارانخورده‌ی کوچه‌ئی را
در انتهای برزنِ قحطسال زمزمه کن:
- ديگران نبودند و ما زاده شديم
اما به قولی، ما می‌ميريم تا ديگران زندگی کنند!)

پ ن : سید علی صالحی

نوشته شده توسط ف در ساعت 12:23 | لینک  | 

 

گواهی می‌دهم بر اقرارِ آب در شيبِ تشنگی
گواهی می‌دهم بر سکوت آدمی، بر آواز سنگ، بر مرگ و بر درنگ
گواهی می‌دهم بر اعتراف آينه در خواب خشت
گواهی می‌دهم بر خويش که رازدارِ حروفی از آسمانِ فردايم ...
گواهی می‌دهم که جهان را نامی نيست
آدمی و پرنده را، سکوت را و سايه را نامی نيست.


گواهی می‌دهم که اول کلمه بود و کلمه در بند نبود و
کلمه بر کلمه گواهی می‌داد.


گواهی می‌دهم که خوابم نمی‌آيد،‌ اما می‌ترسم.
می‌ترسم دختری از آن روزهای دور
به دق‌الباب يادها بيايد و افسرده بگذرد،
اگر او يک ترانه‌ی کوچکِ ساده باشد
تکليفِ بيداری من چه خواهد بود!؟


گواهی می‌دهم که حرفی نخواهم زد،
گواهی می‌دهم که بخاطر شعر بيدار می‌مانم و
بخاطر زندگی می‌خوابم،‌ اما خوابم نمی‌آيد.

پ ن : سید علی صالحی

نوشته شده توسط ف در ساعت 15:30 | لینک  | 

 

به هر که گفت
تعبير زندگی شکل صبور همين شقايق است
شک خواهم کرد


از هر که گفت بيا برای بيداریِ دريا دعا کنيم
پرهيز خواهم کرد،
يا پا به پای زائری که بگويد بلای ستاره دور،
شب از خواب اين زاويه به روز خواهد رسيد،
همسفر نخواهم شد.


پناه بر تو ای فهم فراموشی!
حالا بيا برای رسيدن به آرامش
نزديکترين نامهای کسان خويش را بياد آوريم

 

پ ن : سید علی صالحی

نوشته شده توسط ف در ساعت 15:4 | لینک  | 

 

پرسيدند کجاست
پرسيدند کيست
پرسيدند چه می‌کند
پرسيدند کی برمی‌گردد؟


و من هيچ نگفتم!
نه از شکوفه‌ی نرگس،
نه از سپيده‌ی دريا.
باد می‌آمد
يک نفر پشتِ پرده‌های باد پيدا بود،
همين و اصلا
نامی از کجا رفته‌ايدِ نرگس نبود،
چيزی از اينجا چطورِ سپيده نبود.
(نصف شب باشد، هر چه ...!
فاخته بايد بخواند!)
گفتم نگرانِ گفت و گویِ بلند من با باد نباشيد
دهانم را نبنديد، آزارم ندهيد
خوابم را خراب نکنيد
من نمی‌دانم سپيده‌ی نرگس کدام است
من نمی‌دانم شکوفه‌ی دريا چيست
من از فاخته‌های سحرخيزِ دره‌ی خيزران
هيچ آوازی نشنيده‌ام
فقط وقتی از بيتُ‌الَحْم
به جانبِ جُلجُتا می‌رفتيم
حضرتِ يحيی گفت:
چه زندان و چه خانه،
هر دو سویِ همه‌ی ديوارهای دنيا يکی‌ست.

پ ن : سید علی صالحی

نوشته شده توسط ف در ساعت 12:55 | لینک  | 

 

این مطلب را که خواندم واقعا" نمی دانم چی باید گفت ؟

این استانهای مرزی واقعا" مشکلات زیادی دارند . یکی به دادشون برسه .... کسی اونجا نیست ؟

همه رفتند بهبهان ؟

پ ن : تابناک

نوشته شده توسط ف در ساعت 12:18 | لینک  | 

 

اصلا چه کار به کار من داريد؟
داريد رو به دريا از دريا سخن می‌گوييد؟
من که سالهاس از پیِ پسينی خلوت
از خوابِ شما و تعبيرِ همين چَرت و پَرتِ بودن بُريده‌ام.
وِلَم کنيد بروم سيگاری بگيرانم
بروم کنار خيابان از کسی ساعتِ قرارِ دريا را بپرسم
بروم بگويم سرکار خانم زيبا،‌ چرا تنها ترانه می‌خوانيد
من هم بلدم زندگی کنم
به خدا من شاعرتر از بعضی بزرگان، به باران نگاه کرده‌ام
خُب دوست دارم که از حرف آدمی
يا وَهمِ آسمان فاصله بگيرم
اين مشکل من است
به شما چه مربوط که ما پاکيزه از آواز عشق زاده می‌شويم
سرشتِ ستاره همين است
همانطور که مثلا سرشتِ سنگ.
باورتان می‌شود که من بُريده باشم؟

پ ن : منبع شعر

نوشته شده توسط ف در ساعت 11:14 | لینک  | 

 

هیچ وقت بچه های تهران لذت استقبال از آقا را درك نمي كنند.

 

تصویر بسیار جالبیه ... یک حسرت خوشایند !

نوشته شده توسط ف در ساعت 10:46 | لینک  | 

 

حضرت آقای جوادی آملی :

اگر بنده ای به یاد خدا باشد معلوم میشود ابتدا خدا به یاد بنده اش بوده است .

 

نوشته شده توسط ف در ساعت 14:38 | لینک  |